محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
121
اكسير اعظم ( فارسى )
به ماء الخيار و آب تربز بايد داد و بعد طلوع آفتاب ماء الشعير به شكر بدهند و در ساعت چهارم سكنجبين ساده به آب سرد بنوشانند و بغذاى قليل از مزورات معموله از بقول مذكوره به آب غوره و غيره دهند و لا سيما اگر قوت ضعيف و عادت مريض به خوردن دو بار در روز باشد . و اما آنچه از امراض در بيشتر از اين مدت انقضا نمايند بايد كه غذا زيادهتر از اين و غليظتر كه در تدبير امراض گذشته بدهند و بايد كه مع هذا تفقد حال طبيعت نمايند اگر قبض باشد تليين بفلوس خيارشنبر و ترنجبين و تمر هندى و آلو و مشمش خشك و شيرخشت به حسب حاجت كنند و آلو بخارا در شربت بنفشه تر كرده بدهند . و اگر احتمال اين ننمايند شافه معمول از خطمى و بورهء ارمنى و شكر سرخ و اندك ترنجبين ساخته بردارند . و اگر طبيعت از اين چيزها اجابت نكند حقنهء لين معمول از شكر و روغن كنجد و آبكامه يا معمول از جو كوفته و بنفشه خشك و برگ چقندر و سپستان و روغن بنفشه و شكر سرخ و يا آب چقندر افشرده و روغن كنجد و مرى و مانند آن استعمال نمايند و مريض را ماء الشعير نبايد داد اگر طبيعت قبض باشد مگر بعد استعمال چيزى كه تليين طبيعت نمايد . و اگر بدهند جنايت كثير بر مريض كرده باشند و همچنين هرگاه مريض محتاج به فصد باشد بدون استعمال فصد ماء الشعير نبايد داد و همچنين اگر مريض در وى در بعض اعضاى باطنى دريابد سزاوار نيست كه ماء الشعير يا غذا و يا تبريد دهند الا بعد سكون درد . و چون زبان درشت يا سياه گردد و بخرقهء كتان مبلول در لعاب اسبغول و روغن بادام شيرين و نبات مسح كنند . و اگر تشنگى سخت باشد لعاب اسبغول و جلاب و روغن بادام شيرين بدهند و ماء القرع به اندك آب انار و آب هندوانه بدهند . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه در سونوخس مبادرت به فصد باسليق و هفت اندام كنند . و جالينوس مىگويد آنجا كه از فصد و حجامت مانعى باشد و در احشا آفتى نباشد علاج آن به آب سرد كنيم . و اگر در احشا آفتى باشد بنوعى كه تدارك آن توان كرد يا مضرت آن كمتر از مضرت تب باشد علاج آن هم به آب سرد كنيم و بعد از آن اگر قوت قوى باشد بگشادن سده و كم كردن امتلا مشغول گرديم و اندر هر دو آفتى در گشادن و كم كردن امتلا ادويهء بارد به كار بريم . [ محمد زكريا ] محمد زكريا مىگويد بسيار باشد كه اندر تب حاده آب سرد دهند و تب فى الحال ساكن شود ليكن بعد از آن تب آهستهتر آيد و باشد كه تا چهل روز يا بيشتر برسد و تا رعاف پديد نيايد يا عرق نكند زائل نشود و سبب اين آن باشد كه طبيعت در تپها مهيا بهجران باشد و به سبب آب سرد از آن بازماند و در آن تأخير افتد پس بر طبيب واجب است كه نيك تأمل كند اگر هيچ علامت تهيه بحران بيند در آب سرد تأخير كند و الا اقدام بر شرب آن نمايد زيرا كه خطر در آب سرد دادن بيشتر از آن نباشد كه بيمارى دراز شود . و اگر ندهد خطر آن بزرگ باشد چنان كه در علاج تب محرقه ياد كرده آيد . و مىگويد كه من هر دو طريق را آزمودم نوشيدن آب سرد را كمخطرتر يافتم و بعضى طبيبان گفتهاند كه اندرين تب استفراغ همچنان كنيم كه در تب محرقه دهم بدان ادويه كنيم . و جالينوس مىگويد هرگاه در سونوخس فصد كرده شود ممكن نيست كه با تپى ديگر منتقل شود و بدين سبب اندرين تب هيچ علاجى نافعتر از فصد نيست خاضهً چندان كه به حد غشى رسد . و اگر قوت چندان نباشد كه متحمل غشى گردد خون به دو سه دفعه بيرون كنند . و هم او گفته كه اندرين تب به هيچ حال تأخير فصد نشايد كرد زيرا كه اگر فصد كرده نشود و مريض را اتفاق رعاف يا عرق نيفتد خوف آن باشد كه بيمار بمفاجات بميرد يا بسرسام منتقل گردد يا تب عفونى شود از بهر آنكه طبيعت خون بسيار را كه گرم شده از ميل كردن بعضوى و از عفونت نگاه نتواند داشت بالجمله هرگاه در فصد تأخير كرده شود بيم باشد كه همه ابواب علاج باطل گردد زيرا كه اندرين تب هم حرارت را تسكين بايد كرد و هم امتلا را كم بايد كرد و كم كردن امتلا به فصد بود يا به اسهال يا به ادرار بول و اندر تأخير فصد حرارت خون زياده گردد و قوىتر شود و قوت بدان سبب ضعيف گردد و با ضعف قوت فصد ممكن نبود و اسهال و ادرار هر دو حرارت زياده كند يعنى به سبب تقليل رطوبت التهاب واجب كنند و التهاب مقتضى تسكين است و تسكين حرارت جز بچيزهاى سرد نتوان كرد و سرديها سده زياده كند و به سبب سده امتلا نيز افزايد و احتقان بخارات در داخل بدن زياده شود پس تب اشتداد نمايد بدين سبب تأخير فصد با وجود مساعدت قوت خطاى بزرگ است و هر وقت كه طبيب بر سر بيمار رسد فصد بايد كرد و اگرچه بعد هفت روز يا ده روز بود و قوت مساعد باشد براى التفات نبايد كرد كه چند روز گذشته است خاصهً كه علامات امتلا بر حال خود باشد و قوت مساعد بود . و اگر قوت و فصل و سن و بلد و عادت بيمار بعضى موافق فصد باشد و بعضى نه عوض فصد حجامت بايد كرد . و اگر از اين اسباب بيشتر مساعد فصد باشد فصد اولىتر باشد ليكن خون بتفاريق اندك اندك بيرون بايد